فرهنگ هرمزگان

هرمزگان شناسی

فرهنگ هرمزگان

هرمزگان شناسی

ناصر عبداللهی درگذشت
ناصر عبداللهی خواننده‌ و آهنگساز، ظهر امروز ـ 29 آذر ماه ـ در سن 37 سالگی به دیار باقی شتافت.
به گزارش خبرنگار هنری ایسنا، عبداللهی که در نخستین روزهای آذر ماه در کما بسر می‌برد، امروز در بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد درگذشت. مهدی کاشی - مدیر برنامه‌های شادروان عبداللهی - در گفت‌وگو با ایسنا، با تایید این خبر اظهار کرد: وی هنگام اذان ظهر فوت کرد. به گزارش ایسنا، ناصر عبداللهی در دهم دی ماه 1349 در بندرعباس به دنیا آمد و تحصیلات خود را در بندرعباس گذراند و فعالیت‌های هنری خود را از سال‌های نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و امو تربیتی استان هرمزگان آغاز کرد. از استاد او می‌توان به برادر بزرگش محمد طیب عبداللهی، رضا روضه خوان و احمد تهدی از اساتید موسیقی جنوب اشاره کرد. او سال 1375 از بندر عباس به تهران آمد. وی با خوانندن ترانه‌ای به نام « ناصریا » به شهرت مردم دست یافت و از جمله آلبوم‌های او می‌توان به "عشق است "،"دوستت دارم "، "غزلک" و "بوی شرجی" اشاره کرد.

از بس ناصر را دوست داشتیم !

  توقع نداشته باشید جملاتم سرو ته داشته باشند . توقع نداشته باشید بنویسم ناصر عبداللهی در ...ناصر عبداللهی دار فانی را ...و یا هر چیزی شبیه اینها ...

 همه چیز تلخ است ، تلخ ... تلخ ...

  و هیچ چیز باز نمی گردد ... هر چه بگوییم و بکنیم بیهوده است ... واقعیتی تلخ برای ما هرمزگانی ها ... که خود نیز در آن شریک بوده ایم ...

  جدای از اینکه علت این حادثه هر چه باشد باید روشن شود ، نقش ما نیز در این رویدادهای تلخ کمرنگ نیست ...

  همین چند وقت پیش بود که صالح سنگبر در ۵۸ سالگی خودش را کشت ... یا بهتر بگویم نامهربانی ها و کم توجهی ما ...

  مگر ابراهیم منصفی را ... مگر حسن کرمی را ... مگر روی این کره خاکی چند تا مثل ابراهیم منصفی وجود داشته است ... با او چگونه رفتار می کردیم ؟ با او چگونه رفتار می کردیم ؟

  ما مردم بندرعباس با ناصر چه کردیم ؟ چگونه آوازها و لذتی را که به ما می داد، سپاس گفتیم ؟ به جای جملاتی که در ذهن دارم چند نقطه بگذارم تا کمی سبک شوم ؟ ...

 جاهای دیگر را نمی دانم ولی ما بندرعباسی ها هنرمندانمان را پس از مرگشان می خواهیم ...و صالح چه خوب می شناختمان که می گفت :" شاید پس از مرگم شعرهایم چاپ شود ،فروش رود و کمی کمک حال خانواده باشد" ...چه خوب می شناختمان ...

  چقدر از مرگ ناگوار صالح درس گرفتیم ؟ چقدر مهربانتر شدیم ...؟ اولین بارمان نبوده آخرین هم نیست ... ما خوب همدیگر را می شناسیم ...

  هر چند ناصر می خواند :" نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت "... و چقدر نامهربانی هایمان را زیبا می دید ...آنجا که می گفت :" نه ایطور نین ! باور بکن ! ایشو از بس به آدم دوست شوهه ... ایی از محبت زیادن ..."

  بله و ما از بس تو را دوست داشتیم ...

 

ناصر عبداللهی...

    ناصر عبداللهی ...ناصر عبداللهی ...ناصر !  

 

اَ هیچ که خوشی نتدیده  بر گرفته از سیاورشن هرمزگان

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد