رنگ
دوستت که می دارم
مرگ هم زیبا می شود
چندان که می توانم
بر سینه ی برهنه ات
سر بگذارم و بمیرم
در قفس را بگشایم
پرنده پر ساید به بال روشن باد
و من در آغوشت به خواب روم...
من از جنس احساسم برای تو بهشتی خواهم ساخت
من عاجزانه می گویم که به عشق تو نیازمندم
من هنوز به بارگاهی نرسیده ام
که عشق ببخشم و جانم عشق طلب نکند
من تو را دوست دارم
و از قلب سرخ تو
به قلب آبی آسمان می رسم...
سلام به دوستان گلم وبخصوص دختران وپسران خوب بندر چارک:بندری زیبادرسواحل نیلگون
شهر بندرچارک مرکز بخش شیبکوه شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان ایران است. شهر چارک را «بندر چارک» نیز مینامند.
فهرست مندرجات[مخفی شود] |
روایت است که زنی در آن ناحیه بوده بنام «رقیه» چاه آبی داشته که آبش شیرین بوده و آب از چاه میکشیده و میفروخته، آن چاه بین مردم منطقه به «چاه رقیه» مشهور میگردد، که با گذشت زمان به چارک تبدیل میشود، و همچنین منطقه نیز به نام چارک نامگذاری میشود.
از شمال باوردان، از جنوب خلیج فارس، از مغرب طاحونه، واز سمت مشرق به حسینه محدود میگردد.
جمعیت شهر بندرچارک طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ ، برابر با 4447 نفر بودهاست [۱]. ، بیشتر آنها از نژاد عرب هستند، و به زبان عربی و فارسی تکلم میکنند. دارای تأسیسات زیر است: مسجد، دبستان، برق و لوله کشی آب، بانک، آب انبار (برکه) و تلفن است.می خواستم اضافه کنم که بندر چارک هم اکنون شهری است با تمام امکانات دارای آب شیرین کن است که باعث شده آبش در سطح شهرستان بهترین آب باشد..دارای مدارس راهنمایی دبیرستان پیش دانشگاهی و هنرستان است و نزدیکترین جا برای رفت و امد به جزیره کیش میباشد.
شهر بندر چارک در ۳۰۰ متری مشرق خلیج فارس واقع است. و ارتفاعش از سطح دریا ۴۰ متر است. روستای تاوونه در سمت مغرب چارک واقع شدهاست، و در سمت شمال آن روستای سکروه قرار دارد. دهستان چارک در گذشته مقر حکمرانی قبیله (آل علی) بود، چون قبیله آل علی بر این منطقه حاکم بودند.
قلعه بزرگی در دهستان چارک وجود دارد که مقر حاکم وقت بودهاست، این قلعه شیخ صالح بن شیخ محمد آل علی یکی از حاکمان چارک ساختهاست و مقر حکم خود قرار دادهاست. اولین کسی که حاکم آنجا بودهاست: شیخ محمد بن شیخ حسن آل علی بودند، اما آخرین کسی که زمام حکم در قبضه داشتند شیخ عبدالله بن شیخ محمد آل علی بودهاست.
دهستان چارک ده آبادی است و یکی از بنادر پرجنبوجوش منطقه شیبکوه است.
|
![]() | |||||
---|---|---|---|---|---|---|
ار میله | البهامنه | باوردان | بندر چارک | بوالعسکر | بو جبرائیل
بندر چارکاز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.شهر بندرچارک مرکز بخش شیبکوه شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان ایران است. شهر چارک را «بندر چارک» نیز مینامند.
[ویرایش] نامگذاریروایت است که زنی در آن ناحیه بوده بنام «رقیه» چاه آبی داشته که آبش شیرین بوده و آب از چاه میکشیده و میفروخته، آن چاه بین مردم منطقه به «چاه رقیه» مشهور میگردد، که با گذشت زمان به چارک تبدیل میشود، و همچنین منطقه نیز به نام چارک نامگذاری میشود. [ویرایش] محدوده چارکاز شمال باوردان، از جنوب خلیج فارس، از مغرب طاحونه، واز سمت مشرق به حسینه محدود میگردد. [ویرایش] جمعیتجمعیت شهر بندرچارک طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ ، برابر با 4447 نفر بودهاست [۱]. ، بیشتر آنها از نژاد عرب هستند، و به زبان عربی و فارسی تکلم میکنند. دارای تأسیسات زیر است: مسجد، دبستان، برق و لوله کشی آب، بانک، آب انبار (برکه) و تلفن است.می خواستم اضافه کنم که بندر چارک هم اکنون شهری است با تمام امکانات دارای آب شیرین کن است که باعث شده آبش در سطح شهرستان بهترین آب باشد..دارای مدارس راهنمایی دبیرستان پیش دانشگاهی و هنرستان است و نزدیکترین جا برای رفت و امد به جزیره کیش میباشد. [ویرایش] جغرافیا و پیشینهشهر بندر چارک در ۳۰۰ متری مشرق خلیج فارس واقع است. و ارتفاعش از سطح دریا ۴۰ متر است. روستای تاوونه در سمت مغرب چارک واقع شدهاست، و در سمت شمال آن روستای سکروه قرار دارد. دهستان چارک در گذشته مقر حکمرانی قبیله (آل علی) بود، چون قبیله آل علی بر این منطقه حاکم بودند. [ویرایش] آثارقلعه بزرگی در دهستان چارک وجود دارد که مقر حاکم وقت بودهاست، این قلعه شیخ صالح بن شیخ محمد آل علی یکی از حاکمان چارک ساختهاست و مقر حکم خود قرار دادهاست. اولین کسی که حاکم آنجا بودهاست: شیخ محمد بن شیخ حسن آل علی بودند، اما آخرین کسی که زمام حکم در قبضه داشتند شیخ عبدالله بن شیخ محمد آل علی بودهاست. دهستان چارک ده آبادی است و یکی از بنادر پرجنبوجوش منطقه شیبکوه است. [ویرایش] منابع
[ویرایش] پانویس
|
از اینکه مدتی بود که به شما سر نمی زدم و آپ نمی کردم معذرت می خوام چون خیلی سرم شلوغ بود و اصلا" وقت نداشتم ولی حالا اومدم تا باز کنار شما باشم.
حرف هایت همه را شنیدم
بوی خوب احساس را از آنها حس کردم
همه بر دلم نشست و عشق دوباره در خاطرم جوانه زد
پس باز انتظار اما
انتظاری شیرین
خواهی آمد در کنارم و وجودم را سرا پا عشق خواهی
دلت تنگ بلوره برام سنگ صبوره
تو از شهر قشنگی به نام شهر رویا
ستاره می شماری برای آرزوها
من از باغ گل یاس برات می چینم احساس
به پات می ریزم عشقم بشه یه کوه الماس
عزیزم نظر یادت نره
بگذار آن باشم که
در کوهساران با تو گام بر می دارد
بگذار آن باشم که
در کنار تو گل می چیند
بگذار آن باشم که
از ژرفای احساسات خود به او می گویی
بگذار آن باشم که
رازهایت را به او می گویی
بگذار آن باشم که
در غم به سوی او می روی
بگذار آن باشم که
در شادی همراه او می خندی
بگذار آن باشم که
تو عاشقش هستی
عشق
دوری جستن از از تسلط بر او
و دوری جستن از فریب دادن او
در این دنیا همه می خواهند
عاشق باشند
عشق
احساسی نیست که بتوان
آن را ساده انگاشت
عشق احساسی است
که باید آن را گرامی داشت
به بار آورد
و از آن مراقبت کرد
عشق
بر همه چیز کشیده بود که عشق از راه رسید و
روح مرا رهایی بخشید.
فرسوده بودم و خود را به دیوار زندانم می کوبیدم.
حیاتم تهی از گذشته و عاری از آینده بود و مرگ
موهبتی بود که مشتاقانه خواهانش بودم.
اما کلامی کوچک از انگشتان دیگری ریسمانی شد در دستانم
به آن ورطه پوچی پیوند خورد و قلبم با
شور زندگی شعله ور شد.
معنای تاریکی را نمی دانم اما آموختم که چگونه
بر آن غلبه کنم.