خدایا
به هر که دوست می داری بیاموز که
عشق از زندگی کردن بهتر است
و به هر که دوست تر می داری بچشان که
دوست داشتن از عشق برتر
پاییز را دوست دارم به خاطر برگ ریزهایش
دریا را دوست دارم به خاطر پهناوریش
کوه را دوست دارم به خاطر عظمتش
آسمان را دوست دارم به خاطر وسعتش
مادرم را دوست دارم به خاطر فداکاریش
تو را دوست دارم ولی نمی دانم چرا؟!
و گل های پلاسیده قلبم له له یک قطره باران را می زند!
اگر اجازه می دهی یک دل سیر ببارم
اگر اجازه نمی دهی
شکل گل لبهای تو سرخ و ظریف و غنچه ای
بعد از این لبهای خود را شکل گلدان میکنم
عمرمنی زود بیا
آه امید من توئی
حرف بزن
اشاره کن
ساده بخند
نگاه کن
آمده ام که صبح را
در نفس تو بنگرم
باز بگو
سئوال کن
شعر بخوان
شلوغ کن
من همه عمر با توام
زود بیا که عمر من
بی تو
درون آتش است
دوباره دیر می کنی
و من به رقص نور شمع
جای تو فوت می کنم
تو غرق واژه می شوی
و من به احترام تو
فقط سکوت می کنم
همه زندگیم!!
روزی ازم پرسید : منو بیشتر دوست داری یا زندگی تو؟
خوب منم راستشو گفتم
گفتم زندگیمو!
ازم نپرسید چرا گریه کرد و رفت
بی آفتابم
در استوای مهر
تشنه
در گلوگاه چشمه
شولای بوسه ات کجاست؟
خوابم کن
بیدار مانده ام
در آستان خواب زمستانی زمین...
رنگ
دوستت که می دارم
مرگ هم زیبا می شود
چندان که می توانم
بر سینه ی برهنه ات
سر بگذارم و بمیرم
در قفس را بگشایم
پرنده پر ساید به بال روشن باد
و من در آغوشت به خواب روم...
من از جنس احساسم برای تو بهشتی خواهم ساخت
من عاجزانه می گویم که به عشق تو نیازمندم
من هنوز به بارگاهی نرسیده ام
که عشق ببخشم و جانم عشق طلب نکند
من تو را دوست دارم
و از قلب سرخ تو
به قلب آبی آسمان می رسم...
سلام به دوستان گلم وبخصوص دختران وپسران خوب بندر چارک:بندری زیبادرسواحل نیلگون
شهر بندرچارک مرکز بخش شیبکوه شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان ایران است. شهر چارک را «بندر چارک» نیز مینامند.
فهرست مندرجات[مخفی شود] |
روایت است که زنی در آن ناحیه بوده بنام «رقیه» چاه آبی داشته که آبش شیرین بوده و آب از چاه میکشیده و میفروخته، آن چاه بین مردم منطقه به «چاه رقیه» مشهور میگردد، که با گذشت زمان به چارک تبدیل میشود، و همچنین منطقه نیز به نام چارک نامگذاری میشود.
از شمال باوردان، از جنوب خلیج فارس، از مغرب طاحونه، واز سمت مشرق به حسینه محدود میگردد.
جمعیت شهر بندرچارک طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ ، برابر با 4447 نفر بودهاست [۱]. ، بیشتر آنها از نژاد عرب هستند، و به زبان عربی و فارسی تکلم میکنند. دارای تأسیسات زیر است: مسجد، دبستان، برق و لوله کشی آب، بانک، آب انبار (برکه) و تلفن است.می خواستم اضافه کنم که بندر چارک هم اکنون شهری است با تمام امکانات دارای آب شیرین کن است که باعث شده آبش در سطح شهرستان بهترین آب باشد..دارای مدارس راهنمایی دبیرستان پیش دانشگاهی و هنرستان است و نزدیکترین جا برای رفت و امد به جزیره کیش میباشد.
شهر بندر چارک در ۳۰۰ متری مشرق خلیج فارس واقع است. و ارتفاعش از سطح دریا ۴۰ متر است. روستای تاوونه در سمت مغرب چارک واقع شدهاست، و در سمت شمال آن روستای سکروه قرار دارد. دهستان چارک در گذشته مقر حکمرانی قبیله (آل علی) بود، چون قبیله آل علی بر این منطقه حاکم بودند.
قلعه بزرگی در دهستان چارک وجود دارد که مقر حاکم وقت بودهاست، این قلعه شیخ صالح بن شیخ محمد آل علی یکی از حاکمان چارک ساختهاست و مقر حکم خود قرار دادهاست. اولین کسی که حاکم آنجا بودهاست: شیخ محمد بن شیخ حسن آل علی بودند، اما آخرین کسی که زمام حکم در قبضه داشتند شیخ عبدالله بن شیخ محمد آل علی بودهاست.
دهستان چارک ده آبادی است و یکی از بنادر پرجنبوجوش منطقه شیبکوه است.
|
![]() | |||||
---|---|---|---|---|---|---|
ار میله | البهامنه | باوردان | بندر چارک | بوالعسکر | بو جبرائیل
بندر چارکاز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.شهر بندرچارک مرکز بخش شیبکوه شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان ایران است. شهر چارک را «بندر چارک» نیز مینامند.
[ویرایش] نامگذاریروایت است که زنی در آن ناحیه بوده بنام «رقیه» چاه آبی داشته که آبش شیرین بوده و آب از چاه میکشیده و میفروخته، آن چاه بین مردم منطقه به «چاه رقیه» مشهور میگردد، که با گذشت زمان به چارک تبدیل میشود، و همچنین منطقه نیز به نام چارک نامگذاری میشود. [ویرایش] محدوده چارکاز شمال باوردان، از جنوب خلیج فارس، از مغرب طاحونه، واز سمت مشرق به حسینه محدود میگردد. [ویرایش] جمعیتجمعیت شهر بندرچارک طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ ، برابر با 4447 نفر بودهاست [۱]. ، بیشتر آنها از نژاد عرب هستند، و به زبان عربی و فارسی تکلم میکنند. دارای تأسیسات زیر است: مسجد، دبستان، برق و لوله کشی آب، بانک، آب انبار (برکه) و تلفن است.می خواستم اضافه کنم که بندر چارک هم اکنون شهری است با تمام امکانات دارای آب شیرین کن است که باعث شده آبش در سطح شهرستان بهترین آب باشد..دارای مدارس راهنمایی دبیرستان پیش دانشگاهی و هنرستان است و نزدیکترین جا برای رفت و امد به جزیره کیش میباشد. [ویرایش] جغرافیا و پیشینهشهر بندر چارک در ۳۰۰ متری مشرق خلیج فارس واقع است. و ارتفاعش از سطح دریا ۴۰ متر است. روستای تاوونه در سمت مغرب چارک واقع شدهاست، و در سمت شمال آن روستای سکروه قرار دارد. دهستان چارک در گذشته مقر حکمرانی قبیله (آل علی) بود، چون قبیله آل علی بر این منطقه حاکم بودند. [ویرایش] آثارقلعه بزرگی در دهستان چارک وجود دارد که مقر حاکم وقت بودهاست، این قلعه شیخ صالح بن شیخ محمد آل علی یکی از حاکمان چارک ساختهاست و مقر حکم خود قرار دادهاست. اولین کسی که حاکم آنجا بودهاست: شیخ محمد بن شیخ حسن آل علی بودند، اما آخرین کسی که زمام حکم در قبضه داشتند شیخ عبدالله بن شیخ محمد آل علی بودهاست. دهستان چارک ده آبادی است و یکی از بنادر پرجنبوجوش منطقه شیبکوه است. [ویرایش] منابع
[ویرایش] پانویس
|
از اینکه مدتی بود که به شما سر نمی زدم و آپ نمی کردم معذرت می خوام چون خیلی سرم شلوغ بود و اصلا" وقت نداشتم ولی حالا اومدم تا باز کنار شما باشم.
حرف هایت همه را شنیدم
بوی خوب احساس را از آنها حس کردم
همه بر دلم نشست و عشق دوباره در خاطرم جوانه زد
پس باز انتظار اما
انتظاری شیرین
خواهی آمد در کنارم و وجودم را سرا پا عشق خواهی
دلت تنگ بلوره برام سنگ صبوره
تو از شهر قشنگی به نام شهر رویا
ستاره می شماری برای آرزوها
من از باغ گل یاس برات می چینم احساس
به پات می ریزم عشقم بشه یه کوه الماس
عزیزم نظر یادت نره
بگذار آن باشم که
در کوهساران با تو گام بر می دارد
بگذار آن باشم که
در کنار تو گل می چیند
بگذار آن باشم که
از ژرفای احساسات خود به او می گویی
بگذار آن باشم که
رازهایت را به او می گویی
بگذار آن باشم که
در غم به سوی او می روی
بگذار آن باشم که
در شادی همراه او می خندی
بگذار آن باشم که
تو عاشقش هستی
عشق
دوری جستن از از تسلط بر او
و دوری جستن از فریب دادن او
در این دنیا همه می خواهند
عاشق باشند
عشق
احساسی نیست که بتوان
آن را ساده انگاشت
عشق احساسی است
که باید آن را گرامی داشت
به بار آورد
و از آن مراقبت کرد
عشق
بر همه چیز کشیده بود که عشق از راه رسید و
روح مرا رهایی بخشید.
فرسوده بودم و خود را به دیوار زندانم می کوبیدم.
حیاتم تهی از گذشته و عاری از آینده بود و مرگ
موهبتی بود که مشتاقانه خواهانش بودم.
اما کلامی کوچک از انگشتان دیگری ریسمانی شد در دستانم
به آن ورطه پوچی پیوند خورد و قلبم با
شور زندگی شعله ور شد.
معنای تاریکی را نمی دانم اما آموختم که چگونه
بر آن غلبه کنم.
ه گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، تلویزیون دولتی عراق صبح امروز در راس اخبار خود اعلام کرد: اعدام صدام اجرا شد. صدام در پای چوبهی دار از گذاشتن سرپوش خودداری کرد و فریاد زد"الله اکبر" و این پایانی بر زندگی رهبر 69 سالهی پیشین عراق بود. بر اساس گزارش تلویزیون عراق "صدام تا زمانی که مرگش تایید نشد، بر بالای چوبهی دار باقی ماند و به این ترتیب برگ تاریکی در تاریخ عراق ورق خورد." در همین حال موفق الربیعی، مشاور امنیت ملی عراق به شبکهی تلویزیونی العراقیه گفت: ما خواسته بودیم تا او در یک روز خاص اعدام شود. وی دربارهی جزئیات اعدام صدام گفت: قاضی حکم اعدام صدام را که به صورت دست بسته در اتاق اعدام منتظر بود، قرائت کرد و زمانی که صدام در اتاق اعدام ایستاد، عکاسان و فیلمبرداران از وی عکس گرفتند. او هیچ چیزی نخواست و قرآنی را که به همراهش بود خواست که به عواد بندر داده شود. وی افزود: با صدام زمانی که زنده بود با احترام برخورد شد و پس از مرگش نیز اینگونه عمل میشود. اعدام صدام صد در صد عراقی بود و طرف آمریکایی هیچ مداخلهای در آن نداشت. علاوه بر صدام دو تن از همدستان جنایتکارش نیز به دار آویخته شدند. مریم الرئیس، یک مقام رسمی از وزارت خارجهی عراق که در مراسم اعدام صدام و برادر ناتنیاش، برزان ابراهیم تکریتی و همچنین عواد البندر، رییس دادگاه انقلابی حکومت صدام حضور داشت، در مصاحبهای با تلویزیون دولتی عراق گفت که این سه تن یکی پس از دیگری به دار آویخته شدند. این مقام وزارت خارجهی عراق افزود: از تمام مراسم اعدام که بین 30/5 تا 30/6 صبح امروز روی داد، فیلمبرداری شد و این فیلم پخش خواهد شد. یک پزشک نیز در محل اجرای حکم اعدام حاضر بود. وی افزود: نوری المالکی، نخست وزیر عراق در مراسم اعدام حضور نیافت و مشاورش این مراسم را از نزدیک نظارهگر بود. صدام و دو تن از همدستانش که به دار آویخته شدند در تاریخ پنجم نوامبر از سوی دادگاه عالی عراق به اتهام جنایت علیه بشریت در پروندهی الدجیل مجرم شناخته شده و به اعدام با چوبهی دار محکوم شدند. مقام عراقی که شاهد اجرای مراسم اعدام بود، همچنین عنوان داشت: ابتدا صدام، سپس برزان ابراهیم و بعد عواد بندر اعدام شدند. از سوی دیگر سامی العسگری، مشاور سیاسی نوری المالکی، نخست وزیر عراق نیز گفت: صدام در لحظهای که از سلولاش در زندان نظامی آمریکایی بیرون آورده شد، مقاومت میکرد اما در آخرین لحظات زندگیاش هیچ مقاومتی از خود نشان نداد. صدام قبل از اعدام لباسی سراسر مشکی به تن داشت. کمی پیش از اعدام وی کلاهش برداشته شد و از او سوال شد که آیا چیزی میخواهد که او پاسخ منفی داد. صدام پس از یک روحانی مسلمان سنی دعایی را تکرار کرد و از گذاشتن سرپوش خودداری کرد و به هنگام انداختن طناب به دور گردنش فریاد اللهاکبر سرداد و گفت "عراق پیروز خواهد بود و فلسطین عربی است." وی گفت: صدام در مقر اطلاعات نظامی سابق عراق در کاظمیهی بغداد اعدام شد. دولت هنوز تصمیم نگرفته با جسد صدام چگونه عمل کند. یک مقام عالیرتبه از وزارت دفاع عراق نیز اعلام کرد صدام وصیتنامهاش را به یکی از برادرانش داده است. به گزارش رویتر دختر صدام تقاضا کرده است که جسد پدرش در یمن دفن شود.
ناصر عبداللهی درگذشت توقع نداشته باشید جملاتم سرو ته داشته باشند . توقع نداشته باشید بنویسم ناصر عبداللهی در ...ناصر عبداللهی دار فانی را ...و یا هر چیزی شبیه اینها ... همه چیز تلخ است ، تلخ ... تلخ ... و هیچ چیز باز نمی گردد ... هر چه بگوییم و بکنیم بیهوده است ... واقعیتی تلخ برای ما هرمزگانی ها ... که خود نیز در آن شریک بوده ایم ... جدای از اینکه علت این حادثه هر چه باشد باید روشن شود ، نقش ما نیز در این رویدادهای تلخ کمرنگ نیست ... همین چند وقت پیش بود که صالح سنگبر در ۵۸ سالگی خودش را کشت ... یا بهتر بگویم نامهربانی ها و کم توجهی ما ... مگر ابراهیم منصفی را ... مگر حسن کرمی را ... مگر روی این کره خاکی چند تا مثل ابراهیم منصفی وجود داشته است ... با او چگونه رفتار می کردیم ؟ با او چگونه رفتار می کردیم ؟ ما مردم بندرعباس با ناصر چه کردیم ؟ چگونه آوازها و لذتی را که به ما می داد، سپاس گفتیم ؟ به جای جملاتی که در ذهن دارم چند نقطه بگذارم تا کمی سبک شوم ؟ ... جاهای دیگر را نمی دانم ولی ما بندرعباسی ها هنرمندانمان را پس از مرگشان می خواهیم ...و صالح چه خوب می شناختمان که می گفت :" شاید پس از مرگم شعرهایم چاپ شود ،فروش رود و کمی کمک حال خانواده باشد" ...چه خوب می شناختمان ... چقدر از مرگ ناگوار صالح درس گرفتیم ؟ چقدر مهربانتر شدیم ...؟ اولین بارمان نبوده آخرین هم نیست ... ما خوب همدیگر را می شناسیم ... هر چند ناصر می خواند :" نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت "... و چقدر نامهربانی هایمان را زیبا می دید ...آنجا که می گفت :" نه ایطور نین ! باور بکن ! ایشو از بس به آدم دوست شوهه ... ایی از محبت زیادن ..." بله و ما از بس تو را دوست داشتیم ...
ناصر عبداللهی ...ناصر عبداللهی ...ناصر ! اَ هیچ که خوشی نتدیده بر گرفته از سیاورشن هرمزگان
ناصر عبداللهی خواننده و آهنگساز، ظهر امروز ـ 29 آذر ماه ـ در سن 37 سالگی به دیار باقی شتافت.
به گزارش خبرنگار هنری ایسنا، عبداللهی که در نخستین روزهای آذر ماه در کما بسر میبرد، امروز در بیمارستان شهید هاشمینژاد درگذشت. مهدی کاشی - مدیر برنامههای شادروان عبداللهی - در گفتوگو با ایسنا، با تایید این خبر اظهار کرد: وی هنگام اذان ظهر فوت کرد. به گزارش ایسنا، ناصر عبداللهی در دهم دی ماه 1349 در بندرعباس به دنیا آمد و تحصیلات خود را در بندرعباس گذراند و فعالیتهای هنری خود را از سالهای نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و امو تربیتی استان هرمزگان آغاز کرد. از استاد او میتوان به برادر بزرگش محمد طیب عبداللهی، رضا روضه خوان و احمد تهدی از اساتید موسیقی جنوب اشاره کرد. او سال 1375 از بندر عباس به تهران آمد. وی با خوانندن ترانهای به نام « ناصریا » به شهرت مردم دست یافت و از جمله آلبومهای او میتوان به "عشق است "،"دوستت دارم "، "غزلک" و "بوی شرجی" اشاره کرد.
از بس ناصر را دوست داشتیم !
ناصر عبداللهی...